نو.سان با.زار ط.ل.ا
اول سلام😃
حالا کلام:😆😆
دیروز یکباره دلم خواست برم طلا بخرم البته ما از اوناش نیستیم که هر وقت اراده کنیم، بریم و طلا بخریم ولی خب مختصر پولی داشتم که گفتم ثابت موندنش دلیل نداره!
دیگه از ان تومن و ۴۴۴ بود پا در بازار گذاشتم و ثانیه به ثانیه بالاتر میرفت! آخر فقط تونستم یه سوم پول رو یه طلا کوچیک بخرم! اونم با ان تومن و ۴۸۱ ! یه چیز دیگه ام میخواستم که تمام پولم رو بزارم کف بازار و دست بتکونم بیام اما یارو ادا درآورد... منم گفتم الخیرو فی ماوقع فقط خلخال میخوام🤩🤩🤩🤩🤩
و اینم بگم من تمام بازار رو میگردم که بدون اجرت که همون ۷ درصد هست بخرم.... که زیاد هم هست اما دنبال کار شیک هم هستم بقولی هم خر رو میخوام هم خرما😁
سالهاس دلم خلخال میخواس ولی هیچوقت با ۷ درصد گیرم نیومد تا دیروز فقط یک نفر داشت... همون ک سر اون یه تیکه دیگه باهام کنار نیومد....
خلخال رو خریدم انقددددددددر ذوق کردم و توو خونه هر کدوم داداشا بابا وارد میشدن من دقیقا عین دختر سه ساله، دور مچ پا بسته بودم و روفرشی خزدار هم پا کرده بودم و جلو میدوییدم و در حالی که تک پام رو تکون میدادم میگفتم ببین خلخال ط.ل.ا خریدم
خب اونام هم از ذوق من هم از سبک کار خوششون اومده بود و بابا با هر خنده من لبخندش رو پُر میکرد و یه قربون صدقه نصیب من میکرد ولی داداشا که ذوقشون رو با تیکه پرونی نشون میدادن:
میم کوچیکه اول از شرکت برگشت و تا نشونش دادم:
آره از اینا خیلی قشنگه... چند؟
+ ۲۰م
وااااای رفتی ۲۰م دادی بندازی دَم پات! یه جا هم بیفته!
+بروبابا حسابداره خسیس
یه سر که قاطیش خنده بود برام تکون داده و میگه حالا درست وایسا ببینمش...
میم بزرگه که بهش زنگ زدم و از اداره که بودیم گفتم و گفت مبارکه... وقتیم اومد دورش نپلکیدم اما چشم چشم کردم که کی نشونش بدم.... لباساش رو که عوض کرد و دست و رویی آب زد با همون دمپایی خزدار و ادا و اصول و رقص پا نشونش دادم...
+عهههه شدی عین سگ پا کوتاه😆😆😆😆
بابا:😒😒😒🤨🤨🤨🤨
من:😄بی ادب
+مبارکت باشه من خیلی از اینا خوشم میاد
بابا:خودت پول بدی چطور؟
+نههههه
میبینیم🤭🤭🤭
مامان که مرتب میگفت ولی من اگه الان موجودی داشتم فلان و بهمان هم میخریدم
و آخرشب که میم بزرگه گفت تر.امپ امروز نشست باید هر چی داشتی همی امروز میخریدی و من که دلخوش کردم شنبه ام بریزه!
و ما در جهان سوم هستیم.تمام