پست موقت
سلام به دوستان
بچه ها کسی میتونه منو راهنمایی کنه برای یادگیری اکسل پیشرفته چه تمهیداتی باید اندیشید
لطفا تا حد امکان تمهیداتون جنبه مالی اش پایین باشه حتی صفر اما خوب یاد گرفت.
سلام به دوستان
بچه ها کسی میتونه منو راهنمایی کنه برای یادگیری اکسل پیشرفته چه تمهیداتی باید اندیشید
لطفا تا حد امکان تمهیداتون جنبه مالی اش پایین باشه حتی صفر اما خوب یاد گرفت.
چهارشنبه هفته قبل یعنی سی و یک مرداد کلید پایان پروژه خورد و تمام کارها و مستندات رو بصورت بکاپ انتقال دادم به گوگل درایو و بعد از هشت ماه کلید اتاق کار رو تحویل دادیم و پایان.
حالا بماند هنوز حقوق دو ماه آخر رو شرکت واریز نکردن و برای کار هم از سه ناحیه یا بهتر بگم سه جناح متفاوت توو همون اداره به ما قول هایی دادن و به گفته خودشون بدنبال مجوز هستن بدون اینکه ما اصراری داشته باشیم.... برای اولین بار سر حضور و موندن من دعوا بود! ولی همش حرف هست و تا عمل راهی ست...
شرکتم ک گفت از شنبه پیش خودمون بیاید ولی اصلا اون آدما به مذاقم خوش نمی آن و میدونمم که حکم گرویی رو براشون دارم که اگر یکوقت از سمت حقو.قی اداره باهامون تماس گرفتن از دستشون لیز نخوریم؛ حالا چرا لیز نخوریم؟ چون بخش ا.یمنی اداره اولتیماتوم داده به شرط حضور ما دو نفر در اداره قرار.داد کاری برای سال جدید رو باهاشون ا.مضا میکنه! از طرفی مدیر ا.یمنی داره میره و اگر اون نباشه شاید هیچوقت قرار.دادی با شرکت فعلی امضا نشه و کار به شرکت دوست و برادر دیگری داده بشه و از من و همکار بخوان بعنوان نیروی واقع در اداره از طرف اون شرکت باهامون قرار.داد کار ببندن چون کار رو ما در هشت ماه یاد گرفتیم و اونا نخوان از صفر مطلق شروع کنن و ما بصورت همکار و مشاور کنارشون باشیم.
القصه سرمون دعواست (۲ نفریم) حتی بنا شد یکیمون یه جا باشیم یکیمون یکجای دیگه ولی بدلیل حرص و طمع مدیر شرکت ک میخواس هم با ا.یمنی اداره هم با حقو.قی اداره قرارداد توپول بگیره بازی درآورد و علی الحساب ک ما بیکار و اونم که با اینجا بی قرار هست.
سرتون رو درد نیارم اما از اردیبهشت این کشاکش ها ادامه داشت و بدلیل روابط عمومی بالای من با همکارای اداره از تیر و در مرداد شدیدتر خبرهایی بهم از،اتاق های مدیریت مربوطه می رسید و تمام اینا همش حرص و جوش بود که بجونم میریخت و همکار فقط توو مرداد ماه که ماجراها علنی شده بود این حرص و جوش ها رو کشید.
کار که تموم شد دوستم که در جریان بود پرسید: مرضیه حالا ناراحتی؟ گفتم: تو که شاهد این حجم شور و حرص خوردن من این مدت بودی(یه شبش چنان عصبی شده بودم که صبح بیدار شدم بین دوتا کتفم گره گره شده بود و با کلی کشش، تق تق گره ها رو باز کردم و بعدم یه قرص خوردم که بخودم اومدم و گفتم سلامتی ام به دنیا می ارزد) ولی الان دیگه فکر میکنم تلاشم کردم هر چی خیره.
فعلا از شنبه برای مدرک icdl ثبت نام کردم( توو همون فنی.حرفه.ای که بصورت را.یگان برگزار میکنه البته ۱۲۰ تومن باید داد) حالا چرا؟ چون مدرکش رو لازم دارم واگرنه چیزایی ک میگن خودم بلدم! و بگم اکسس رو هم کلا یادم رفته و برای کاری ک فعلا دارم به سه تا چیز نیاز دارم: اکسس، اکسل، پایتون، اس کیو ال...
قرار بر اینه دو هفته خونه باشم دو هفته اول شهریور.... وقت دارم به اینا سر و سامون بدم البته ک پایتون صفر مطلقم! خدا بخیر کنه.
هم خوبی هم بدی رشته کامپیوتر اینه همیشه همه توقع دارن همه چی بلد باشن و تو همیشه باید بدویی و من یکی تهش میگم هیچی بلد نیستم😅😅😅
باشگاهم بدلیل شدت گرما و شرجی بی سابقه هوا در شهرمون مرداد ماه نرفتم و انشالله این ماه هستم و این دو هفته بدون بدو بدو دل راحت به ورزشم میرسم و بشه برم خرید و یکمم دوخت و دوز و مرضیه ای که نشستن توو کارش نیس😁😃
دعام کنید بعد دو هفته برگردم اداره اصلا دلم شرکت رو نمیخواد! تحمل کردنشون فقط همون چند ساعت در هفته ک به اداره سر میزنن برام مقدور هست!(البته که همکارا میگن تو ماشالله با هیچکس بهت بد نمیگذره و راحتی) ولی دلیل نمیشه همه رو تحمل کنم!
بعد از چند وقت از اون پست بلندبالاها نوشتم! وا حیرتا😆