براتون توو پست قبل گفتم: مشهد که بودیم من رسما با کاپشن پُفی که زیر چادر عربی جلو بسته پوشیده بودم عین یه توپ بودم
یه روز توو ون های مسیر هتل تا حرم که نشسته بودیم مامان یه نگاه به من کرد و از خنده ریسه رفته بود و دیگه نمیتونست نگاهم کنه و لابلای خنده هاش میگفت: وای مرضیه عین عربا شدی🤣🤣 (با عرض پوزش از اعراب محترمِ دُرشت هیکل)
هم حرصم گرفته بود و هم از خنده مامان منم به خنده افتاده بودم
مامان: خب اون کت پشمی یا لباس های بافتنی ات رو میپوشیدی با اون چادرت که آستین داره بخدا هرکس ببیندت قشنگ سه ایکس لارج برداشتت میکنه
(خب من صورت گرد و لپ داری دارم و هر چی لاغرم باشم در لپ ها اثر نداره و حالا اون هیکل به اون کله قشنگ میومد😆😆)
من: خب بکنه🤨 سردم شه سرما بخورم خوبه! اون چادره هم تابستونس نازک و یخ هست این گرمه...
القصه
بعد حرم رفتیم پاساژگردی و لباسی دیدیم و خواستم بخرم... مامان ایکس لارم برداشت و من لارج.... خانوم فروشنده یک نگاهی به من کرد و گفت: گمونم شما باید دو ایکس بردارید یا لااقل همون سایز مادرتون
مامان که باز خنده اش گرفته بود به فروشنده گفت نه اینا پف لباسش هست
و من با خنده و آروم جوری که همسر خانم فروشنده نشنوه: نه اینا پوست شکلات هست
خانم فروشنده آهااان گویان خندید و لباس رو دست من داد...
حالا الا اون چادر و ... چند سالیه در کل من لباس های اُور سایز رو برای خیابون و پیاده روی و .... تن میکنم و خیلی ام تووش راحتم چون کسی تشخیص اندا.م نمیده😅
با دوستام قرار کافه داشتیم که من شلوار لی و یک کت برش دار و ا.ندامی پشمی پوشیدم و رفتم
همگی گفتن: وای چقدر لاغر شدی!
گفتم والا من تغییری نکردم که هیچ تازه دو سه کیلو هم وزن اضافه کردم فقط نوع پوشش رو تغییر دادم😁
در کل هم با این لباس های اور راحتم هم واقعا یه چاقاله محسوب میشم😄😄😄 حالا امسال اصلا توو خریدهام لباس اُور انتخاب نکردم
+شاه خراسان پدر شده.... ولادت جوادالائمه(ع) دُردانه ی آقا علی بن موسی الرضا مبارکا باشه...اگر حاجتی دارید امروز شنبه ایشون رو شفیع خودتون قرار بدید که باب الحوائج هستن انشالله حاجت قلبی تون رو حضرت از خدا بخوان🙏 منم یاد کنید...