بده بزنیم...☺☺
برای چکاپ به آزمایشگاه رفته بودم و نشستم روی صندلی خونگیری که خانومی مضطرب وارد شد و به فردی که خونگیری رو انجام میداد گفت: ببخشید بچه من یه ذره بیشتر مدفو.ع نکرده حالا چی کار کنم؟
آقای خونگیر در حالی که نصف بند انگشتش رو نشون میداد گفت: همین قدرم باشه کافیه
خنده ام گرفته بود و متوجه شد و گفت: خب چی بگم؟! فک کردن کاسه رو میدیم پر کنن
با خنده گفتم: بیچاره پدر و مادرا
و توو دلم افتاده بود که بخاطر یه جمله( ما میتوانیم ) ببین تا کجاها باید حواسشون باشه و استرس بکشن😁😁😁 بکشید؛ گوارای وجودتان😄😄😄
که صدای آقای خونگیر باز منو بخودش آورد: کلا رگ تون خودش برجسته اس بدون مشت کردن و ... حتما ورزشکارید
و من که نمیدونم چرا شیرین شده بودم، گفتم: آقای مجری و پشه رو دیدین؟
خونگیر که نیشش باز شده بود در حالی که کش رو بالای آرنجم قفل میکرد گفت: آره بده بزنیم😄😄
من:😅😅
+ رگ های من ربطی به ورزشکاری نداره! آقا ژنتیکی هست بقولی مدلم هست☺☺ واگرنه اون کیه که سه ماه و نیم از سال میگذره و فقط یکماه باشگاه رفته؟ مرضیه🙄
+ برای مهربونیاتون و مشاوره ها و رفاقتهای مجازی تون توو کامنت های پست قبل: متشکرم🤗😘