هر بار میخوام بگم فلان موضوع که ناراحتم کرده بخاطر بحران خاله پری نیست و من خیلی منطقی ام خلافش ثابت میشه!

هر بار میخوام بگم من اصلا دچار بحران نمیشم و اینا همش حرف هست که در دوران خاله پری فلان اخلاق دارم یا بهمان اخلاق دارم اصلا باور کردنی نیست

خدا میدونه فقط خدا میدونه من چقدر دید منفی و غم و نگرانی و استرس و اعصاب خوردی و سگ اخلاقی پشت سر گذاشتم و چقدر امروز حالم خوبه! و سنگینی از روی قفسه سینه ام برداشته شده! و این کاملا حس میشه..

خدایا شکرگزارم برای وجود خاله پری چون خیلی ها توو سر خودشون میزنن که به موقع و به جاش باشه ولی این حال لامصب رو چطور میتونم کنترل کنم! لااقل به اطرافیام ضربه نزنم با سگ اخلاقی ام!!

و الان فهمیدم بشدت هوا هم روش اثر گذاره! مثلا الان که توو گرما رفتیم من این ماه بشدت بدتر بودم و الان که شنبه اس و همه چی تموم شده با تک تک سلول هام درکش میکنم...

اینهمه ناراحتی که به خودم تحمیل میکنم که شاید بعدها برام بیماری های مختلف عصبی بیاره هیچی! ناراحتم برای کسانی که اون هفته با من در جریانن!

چه کار کنم که این پی ام اس رو کمتر حس کنم؟ شما تجربه ای مثمر ثمر دارید؟

- تلقینم اصلا نیست! چون من از اونام که خودم میگم چه ربطی داره! ولی انگار وااقعنیِ واقعنی ربط داره...

- از یک طرفم میگم چون ارتباطم از نظر نماز و اینا قطع میشه انقدر افتضاح میشم! چون یک جور مدیتیشن محسوب میشه. (فکر کنم یک سری تمرین های مدیتیشن دیگه رو باید جایگزین کنم برای اون هفته، نظرتون؟)

هفته ای که گذشت من مُردم و زنده شدم... بمیرم برای اونایی ام که دم پرم بودن!

+ قشنگ