چشم در چشم زمستانی دگر
سلام و عرض ادب
فصل نو مبارک... به آخرین فصل سال سلام 😀
امیدوارم برف شادی رو سر تک تک هموطنام بباره
دیشب یلدایی خونه دایی جمع شدیم و خوش گذشت... ما برای اینکه دست خالی نریم بستنی سنتی خریدیم و بردیم؛ اولش کسی چیزی نگفت بعد کم کم گفتن منتظر یه کیک تولد یلدایی بودن از طرف: مرضیه😅😅
که من امسال گفتم نه! دلم نمیخواد کاری کنم و دوست داشتم راحت باشم.... دیگه تکونم میخوردم کاسه کوزه ای جمع کنم تا آخرش میگفتن نه تو امسال تکون نخور😆😆😆
ولی خطر از بیخ گوشمون گذشت چون همین جمع میخواستن بیان خونه ما که دیگه گفتن انشالله سال دیگه خونه ما با کیک مرضیه😋😋 (حالا پارسال چه سفره مفصلی انداختم و باسلوق و کیک و ژله و میوه آرایی و پفیلا و .... هیچکس نگفت میاد! بعد که عکس سفره رو گذاشتم همشونم گفتن اینهمه برای ۵ نفر! میگفتید میومدیم.. گفتم ما منتظر بودیم اینو اون بزنگن و بیان هیچکدوم حرفی نزدید و توو کرونا نمیشد مستقیم گفت بیاید.)
خانواده مادری البته بیشتر از اینکه ذوق کیک و خوردنش رو کنن اینجور میگن که کار منو بزرگ کنن و تعریفی کنن و منو خوشحال کنن و اینطور میشه با دل و جون وقت میزارم ولی دیروز خوشبختانه وقتی برای اینکارا نداشتم و مجبور بودم با کمال میل بپذیرم که فقط برم مهمونی😎😎
شب چله رو تا پاسی از شب دورهم بودیم و ماشالله خوردیم و خوردیم 😁😁😁
شما چه طوری زمستونت رو سلام گفتی؟
من برات آرزو خوشی و شادکامی زیر سایه الله و در کنار خانواده ات دارم خواننده خاموش و روشنم🤗🤗