بابا همیشه ماه رمضون که میشه تعریف میکنه: بچه بودم هر وقت خونه خانم دوسی ام میرفتم( مادربزرگش) زیر درخت نارنج توو حیاطشون نشسته بود و قرآن میخوند(سواد مکتبی داشتن)

پدر من ۶۰ ساله هست انشالله سلامت باشه، مادربزرگم سال ۸۷ که فوت کردن ۸۴ ساله بودن و مادربزرگ بابا هم با همون سن و سال ۸۰ ۹۰ سال بلکه هم بیشتر، وقتی بابا ۱۸ ساله بوده، فوت کردن... که من تازه ده سال بعدش بدنیا اومدم.

هر وقت فکرای بد درباره دین و دینداری و اعمال دینی سراغم میاد با خودم مرور میکنم که حداقل از ۱۰۰ سال پیش من و اقوامم اینها رو یاد گرفتیم و سر هرکس و هر چیزی و استفاده و سواستفاده معتقد نشدیم که حالا با بودن و نبودن و بد کردن و خوب بودن اون دیگران بخوام اعتقاداتم رو کنار بزارم! و این منو آروم میکنه و با خدای خودم دوست میشم🙃

ماه رمضان تون پر از،خیر و برکت و عافیت💝🍃