بهش میگم اینجا نشد...

میگه خب حتما خیرت درش نبوده

میگم اینی ک من میبینم رسیده به حرف شهرزاد که اگر به هر دری زدم و اونی نشد که من میخوام حتما قسمت خرافه نیست هست واقعا..

واگرنه نه من عجیب و غریب میخوام نه نابلدم!

زنگ زده میگه ناراحت نباش

میگم فعلا این برنامه رو ریختم و جلو میبرم تو نترس مرضیه از پا نمیشینه

میگه میشناسمت اتفاقا میخواستم بهت همینو بگم ک رو تخصص ات کار کن و انشالله اون برنامه ات جوابش بیاد و جور شه فلان و فلان گزینه رو داری و من بهت قول میدم خودمم بودم و همین شده

میگم عه! نگفته بودی و من نمیدونستم

میخنده و میگه: مونده منو بشناسی

.

.

خدایا من بخاطر اینکه رنگ ناامیدی نگیرم و همچنان زنده دل باشم با هر افتادن و نشدنی با خودم تکرار میکنم: خدا برات جبران میکنه

یاد میکنم صحبت اون بزرگوار رو: که اجابت نشدن نداریم یا خدا به اجابت میرسونه یا جای دیگه برات جبران میکنه

در کنارشم میشینم و یکی یکی نعمت های بزرگی رو هم که بهم دادی میشمارم و شکر میکنم.

دوست دارم. دوستش دارم