یکی از حس های خوبه بهار همین حال و هوای ابریشمی اش هست... هوای لطیف و رایحه های خوش که هوا رو معطر کرده

یکی از خوشی هایی که سرنوشت برام مقدر کرده، به دنیا اومدن توو شهری هست که کل فضای شهر بدون اینکه دماغت رو فرو ببری توو گل ها و شکوفه ها تا عطر خوش بهارنارنج رو حس کنی.. تووی هوای کل شهر.. توو تک تک کوچه پس کوچه ها بگیر تا خیابون ها و ‌.. عطر و رایحه بهار نارنج دلبری میکنه و مستت میکنه...

درخت هایی پر از برگ های سبزِ نو در حالی که سفیدپوش شدن از شکوفه های بهاری...

آدمهایی پر از نشاط که شوق زندگی ازشون میباره هر کدوم دستمال بدست و پلاستیک بدست نهایت استفاده رو از شکوفه ها میبرن و میچنن و برگ های سفید شکوفه ها رو جمع میکنن و یکی با چای اش دَمش میکنه.. یکی میجوشونه و ازش عرق بهار نارنج میگیره... اون یکی تلخی اش رو میگیره و باهاش مربای بهار نارنج درست میکنه و یکی توو اتاق پهنش میکنه و خشکش میکنه...

یک شکوفه ی بهاری و اینهمه دل بُردن؟؟؟ الحق که کارِ یک شیرازیِ اصیل هست حالا میخواد یه شکوفه باشه یا یک آدم...

تمام حال و هوای آدمهای این شهرم بوی خوش بهار نارنج گرفته...

دلت نمیخواد یک لحظه ام توو خونه بند بشی و همش دوست داری عین یه پروانه تمام این عمر کوتاهت رو چشم بشی و اینهمه زیبایی رو ببینی و استشمام کنی و لذت ببری.

ایرانِ من

شیرازِ من

دوستت دارم.

توام به این چالش دعوتی از شهر روستا دهات و هر جایی که ساکنی برامون بنویس.

.

.

پی نوشت: شبهای قدر در پیش هست... دعا کنیم زیاااد امید ببندیم زیااااد دل بدیم به این شبها زیااااد

مریم جان خیلی وقت شده که نیسی بدون بیادتم و براتون آرزوی سلامتی و حال خوب دارم.

برای همتون بهترین ها میخوام.. نبات سحر آبگینه رافائل دکتر نگار واتو آشتی نرگس نجمه ساحل شقایق و همه بچه های صاف و یکروی وبلاگی ...

التماس دعا دارم.