توو دفتر نیرو.گاه جای مسئول دفتر مدیرعامل نشستم...

تلفن زنگ میخوره و فرد پشت خط میگه: خانم مرضیه لطفا یه کاغذ چک پرینت برای من بیارید

میگم: من ندارم! باید از خانم دبیرخانه تقاضا کنید

میگه: من آقای ه هستما

میگم: آهان! باشه چشم

مکالمه قطع میشه و من میگم خب ه کیه و یک آن برق منو میگیره و میگم آهان خب مدیرعامل هست دیگه

خب همش میگن مهندس! من فامیلی اش رو یادم رفته بود:)))

میپرم دبیرخانه و میگم: وای شیوا اینطوری شده... میگه: عیب نداره حالا یه فصل ازت میخنده

و میاد و چک پرینت های مخصوص رو نشونم میده و به دستش میرسونم و براش توضیح میدم که چون فقط صداتون میکردن مهندس من فامیل شریف تون رو از یاد برده بودم

(الهی شکر آدم منعطف و خوش برخوردی تا الان نشون داده گرچه من که میهمانم جز با این خصایص با من تا کردن هم جایز نیست والا)